با اشکهای شوق دلم غم وضو کند خورشید چشمهای تو گر که طلوع کند گر لب نهم دوباره بر آن گونه های تو دل هم دوباره تپیدنش را شروع کند لبریز می شود وجود من از شور از شعف عشقت به ذهن خسته ی من گر رجوع کند یک آسمان ستاره هم انگار کم بود [...]
با اشکهای شوق دلم غم وضو کند خورشید چشمهای تو گر که طلوع کند گر لب نهم دوباره بر آن گونه های تو دل هم دوباره تپیدنش را شروع کند لبریز می شود وجود من از شور از شعف عشقت به ذهن خسته ی من گر رجوع کند یک آسمان ستاره هم انگار کم بود [...]
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن موهات را ببند دلم را تکان نده در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن من در کنار توست اگر چشم وا کنی خود [...]
برگرد دل بدون تو شیدا نمی شود جز عشق تو در سینه هویدا نمی شود هرچند جستجو کنم و غیر تو کسی در کوچه های خاطره پیدا نمی شود قابت بدون عکس مانده روی طاقچه هر عکس چو تصویر تو زیبا نمی شود کوشیده ام که حفظ شود قافیه ی شعر لیکن چو شعر حضرت [...]
هوای رفتن انگار دلم هوای رفتن دارد از طعنه ی خلق دل شکستن دارد از دیده ی عشق زندگی پرواز است این دل به خدا امید ماندن دارد این بلبل عشق تا سحر می خواند حتما گله از پرنده بودن دارد حیوان صفتان به حال من می خندند حیوان به چه قصد دل سپردن دارد [...]
گر امشب ای مه من سر به زیر پر دارم ز روزگار و زمانه غمی دگر دارم نسیم صبح به اشک شبانه ام خندید هنوز دیده ی گریان به سوی در دارم شبی نشد که نبینم سحر و حیرانم ز الفتی که من این گونه با سحر دارم گذشت عمر به بی حاصلی ولی اکنون [...]
به فکرهای من ساده فکر کن گاهی تویی که از همه ی فکرهایم آگاهی تویی که مثل هبوط مسافری تنها به سوی خانه ی قلبم همیشه در راهی بهانه پشت بهانه، سکوت پشت سکوت تویی که هر نفس از حجم درد می کاهی هزار زخمه ی بی نت به قلب ترد سه تار تویی اراده [...]
من آن مرغم که دارم ماتم بی آشیانی را به دل دارم چوکوهی غصه ی بی همزبانی را کجایی آشنای دل که احوالم نمی پرسی؟ نمی فهمد کسی جز تو زبان بی زبانی را چه شبها سوختم چون شمع وآهی برنشد ازدل نیامد صبح امیدی که بینم کامرانی را ازاین آهسته سوزیهای تد ریجی دلم [...]
هنوز نبض زمان درقیام عاشوراست/ هنوز خطبه ی حق در کلام عاشوراست/ زمین,کرشمه کنان,عاشقانه میبالد/ که ذره ذره ی خاکش به نام عاشوراست/ نه حرفی ازعطش و نه اسا رت و مرگ است/ تلاش زینب و سقا, دوام عاشوراست/ صدای خواندن آیات آسمانی را/ به روی نیزه شنیدن ,پیام عاشوراست/ حسین تشنه ی لبیک های [...]
زهر اثر نمی کند گر نگهی به ما کنی***غصه به در نمی زند ار تو من وفا کنی هوش ز سر همی رود،قلب به سینه می تپد***نیست گنه اگر مرا به لعل خود دوا کنی ریش شود دلم زغم؛تو را صدای می زنم***گر گله داری از دلم،کاش مرا صدا کنی آه ز [...]
آتش عشق تو شرار من است پیچش زلف تو قرار من است حلقهی گیسوی سیاه سرت مستی و هم حلقه شمار من است زلف بلند و سیه و بس کمند نیّت تو قصد شکار من است تار سیاه و موی مژگان تو در بر من تار سه تار من است چشم خمار و خم ابروی [...]
سکوت کن ، گلایه ام شنیدنیست نگاه کن شکستنم چه دیدنیست همیشه آرزوی من ، به پای تو رسیدن است رسیدنم به پای تو نه پوچ و نه ستودنیست دو پای خسته ام مرا به سوی تو کشانده است اگر چه این دل نزار ، در این زمانه مردنیست بیا درون قلب من ، تو [...]
در باد می تکانم غم های دیگری را تا از سرم بدزدد ، افکار سر سری را پندارهای بد را می شویم از دل ، اما پیدا نمی کند دل ، شوق پیمبری را خورشیدمی کشد سر ، گرما نمی دهدمهر وقتی به جست و جویم ایام بهتری را بیش از هزار سال است قفل [...]