در این صحرای غریب در این شبهای سیاهی در این ظلمت های شبانه غمهای جمعه زود میگذرد…. ستاره ای از کهکشان خورشیدی از آسمان چشمان زمین را پرنور میکند وستاره های دیگر چشم به راه اوست که سایه ای از زمین مسجدی از شهر نبی قنوت به پا میدارد… وصدای آواز بلبل در این انتظار [...]