کاش می دانستی که بر من چه گذشت؟ آن زمان را که شنیدم رفتی. آن زمان من مردم من زمین را دیدم آسمان را دیدم آسمان آبی خوشرنگ نبود کاش می دانستی زندگی با تو برایم رنگین ساکت وساده ولی آهنگین ماندنت آب حیات دل بیچاره من رفتنت مردن یکباره من آشیان بی تو برایم [...]
بایگانی برای دسته "ترانه"
خطی صاف روی دیوار داد هشدار یار بی یار خار بر دل * داد بر دار گفت بسیار،یادگاری در دل از یار،نیش گفتار هم چو یک مار زخم شمشیر بهر پیکار * پای زنجیر در شب تار شب برهنه مرد بیمار * خاطراتش چند دیدار درد دیدار * مرد بیدار گفت [...]
فکر من درگیرو از خط پر شده…………….در غروبی خلوتم ذهنم شلوغ فکر این امروز و فردا میکنم …………….دلخوشم یکدم به رویایی دروغ در میان خلوتی پا مینهم از میان جمع خود پا میکشم…………..در میان قلب صحرای کبود با توهم نقش دریا میکشم در کنار ساحلی آتش بپاست………..در دلم سوزی چو این آتش براست دفترم را [...]
به رسم دل کنارتم به رسم جاده ،دور دور میان جمع و بی کسم چو عابری حین عبور دو دست خسته ام بگیر در این زمانه فریب اگر چه از نگاه تو من عابرم حین عبور قشنگ مهربون من ، دیوونه و نگار من عزیز چشمهای ترت حتی برام ز راه دور نیستی کنارم و [...]
اسمون دعای مارو دوباره ننداز به تعویق تو خودت خوب میدونی که عشق ما رفته تو تعلیق آسمون تو که خودت هم ظعم تنهایی چشیدی نگو بازم دل مارو توی تنهایی ندیدی تو بازم ناجی ما شو توی این روزهای مونده غیر تو حرفهای مارو هنوزم هیچکی نخونده کی میدونه دل مارو لشکر غصه گرفته [...]
زیر بارون از ته دل واسه عاشقی دعا کن واسه هر چی دل تنها این شبا خدا خدا کن رد شو از دلواپسی هات تا که پر شی از ستاره دل پاکت رو دوباره مهمون فرشته ها کن روی بال قاصدکها برو تا طلوع خورشید از تو ظلمت و سیاهی نور امیدو صدا کن شهر [...]
بغض فرو خورده ی من سرکوب آشوب نگام لرزیدن صدای اشک تو بهت ساده ی چشام تحمل دقیقه ها، تلخی اجبار سکوت ترسیدن از بلندی و اماده واسه ی سقوط خسته شدن از عاشقی دل کندن از دلخوشیا جواب مثبت به کسی که میگه ” وقتشه بیا!”
اگرچه سرد و تاریکم ولی دستام هنوز داغه گُلای اطلسی مُردن ولی قلبم هنوز باغه اگرچه خشک و بی آبم ولی چشمام یه اقیانوس صدای دست من کم سو نگاه من پر از فانوس اگرچه در قفس تنهام ولی با یادت آزادم نباید سر نوشتم را به دست باد می دادم
سلام بر همه دوستان خوبم این کارو تحت تاثیر ترانه های خانوم هاشمی نوشتم جالب نیست ولی ارزش خوندن و داره تویی که رو طاق آسمون جاته تویی که چراغ شب زیره پاته تویی که تو دفترم جات خالیه تویی که دنیای من تو دستاته واسه چی اینجوری دل میسوزونی تو که دیگه خود [...]
ترکم کنو برو برو که ازادی گرفتی دنیامو چی در عوض دادی اگه کم بود دنیام رویاهاتم وردار گرمی دستامو به خاطره بسپار موندی بری یانه تو دودلی گیری نمیخوام بمونی واسه م نفسگیری تحملت سخته برو که ازادی جز تلخی پائیز چی تو بمن دادی؟ باید میدونستی بی تو نمیمیرم تموم عشقم رو از [...]