هرچه تا حالا غزل گفتم برایت پاک کن بین مان چیزی اگر بوده همینجا خاک کن برگه ها را از کتاب شعر های من بکَن شعر مرده، اشک را از گونه هایت پاک کن در نگاه سرد شب چیزی به نام عشق نیست عاشقانه قلب را در خواب نفرت ناک کن لحظه ی تحویل مرگم [...]
هرچه تا حالا غزل گفتم برایت پاک کن بین مان چیزی اگر بوده همینجا خاک کن برگه ها را از کتاب شعر های من بکَن شعر مرده، اشک را از گونه هایت پاک کن در نگاه سرد شب چیزی به نام عشق نیست عاشقانه قلب را در خواب نفرت ناک کن لحظه ی تحویل مرگم [...]