هم مسلک سعدی منم هم مسلک سعدی شیراز همان پیری که داردباشماراز زشهرش من گذرکردم صباحی بدیدم مدفن خواجوی شیراز بسان کودکان آرام و پرناز بخفته برحریمی خلوت و باز بودبرقبرشان سنگهای منقوش حکایت داردازالطاف شیراز
بایگانی نویسنده
غوغای دل دلم پر از غوغا بود، امواج محبت به صخره های دلم برخورد می کرد و کف آلود به اقیانوس وجودم بر می گشت، ترانه های زندگی در قفس عمرم زندانی بودند و آواز آنها به گوش نیلوفران مست هستی نمی رسید.قلبم در زندان تپیدن اسیر بود. چاره ای نبود جز آزادی و رهایی [...]
سرودجاودانگی علی محشری دوباره رخ داده است زندگی سراسرماتم وبغض است غروب آسمان چه خون رنگ است سرخی شفق چه گلگون است شادی وشور وشیدایی ومستی بافرق بازچه علی بیرنگ است محراب ومنبرعلی پرازخون است دل ما هم زکوفیان خون است بوی فتنه ازکوفه می آید دورویان پای کوبان ودررقصند محراب مسجدش پرازخون است صراط [...]
سلام بر همه نویسندگان وشاعران و دوستداران سایت دلواپسی. از مدیریت سایت و نظر لطفشان بابت دعوت اینجانب به حضور درجمع شما بی نهایت سپاسگزارم . امیدوارم شایستگی ولیاقت این اعتماد را داشته باشم. باتشکر : دوست شما عبدالحمید خدایاری