یک روزسرد شاید شب ، جمعه یا شنبه ، ، تشنگی بر لب تار بی تاب، پود در تب شاد یا خندان، خواب یا بیدار زیر یک سقف و پشت یک دیوار لحظه ی سختیست آخرین دیدار حس خواندن هست ، ذهنمان تاریک یک غزل مانده ، فاصله نزدیک باید گذرکرد، از پل باریک یک [...]
یک روزسرد شاید شب ، جمعه یا شنبه ، ، تشنگی بر لب تار بی تاب، پود در تب شاد یا خندان، خواب یا بیدار زیر یک سقف و پشت یک دیوار لحظه ی سختیست آخرین دیدار حس خواندن هست ، ذهنمان تاریک یک غزل مانده ، فاصله نزدیک باید گذرکرد، از پل باریک یک [...]