اگر آهی کشیدم ز هر کس درد دیدم نفهمند آنچه گفتم ،نبینند آنچه دیدم نه گریان ونه خندانم ،دراین بازار بیزاری اگر گفتم ز دل شعری، نمی دانی و می خوانی چه غمگین است وسنگین است، غم یاران پژمرده غم یاران غم دیده، غم یاران افسرده به ظاهر رو به این دفتر، نگاهم گرم و [...]
بایگانی نویسنده
در مسیر زندگی جانم گرفت هرکسی پرسش ز احوالم گرفت پر طرفدارم ولی اطراف کیست تا که میبینم کسی در کار نیست هر طرف رو می کنم بن بست راه عده ای با کوله باری پر گناه علت همراهیه گمراه چیست هیچکس در زندگی همراه نیست هر که میبینم به بد زندانیست [...]
خطی صاف روی دیوار داد هشدار یار بی یار خار بر دل * داد بر دار گفت بسیار،یادگاری در دل از یار،نیش گفتار هم چو یک مار زخم شمشیر بهر پیکار * پای زنجیر در شب تار شب برهنه مرد بیمار * خاطراتش چند دیدار درد دیدار * مرد بیدار گفت [...]
جمع بودیم و شکم گشنه و خوش چون کسانی که به هم جور شدیم شد شکم سیر ولی رفت وفا همرهانی که ز هم دور شدیم شد مسیر همگی مال و ریا چشم در چشم همو کور شدیم نارفیقان در این خانه زدند صید شیطان به دم تور شدیم چون اسیریم [...]
فکر من درگیرو از خط پر شده…………….در غروبی خلوتم ذهنم شلوغ فکر این امروز و فردا میکنم …………….دلخوشم یکدم به رویایی دروغ در میان خلوتی پا مینهم از میان جمع خود پا میکشم…………..در میان قلب صحرای کبود با توهم نقش دریا میکشم در کنار ساحلی آتش بپاست………..در دلم سوزی چو این آتش براست دفترم را [...]