برگرد دل بدون تو شیدا نمی شود
جز عشق تو در سینه هویدا نمی شود
هرچند جستجو کنم و غیر تو کسی
در کوچه های خاطره پیدا نمی شود
قابت بدون عکس مانده روی طاقچه
هر عکس چو تصویر تو زیبا نمی شود
کوشیده ام که حفظ شود قافیه ی شعر
لیکن چو شعر حضرت نیما نمی شود
این شعر را برای تو( لیلا) سروده ام
یک واژه هم بدون تو معنا نمی شود
در خواب همچو سایه تو همراه هر شبم
آه …رؤیای من بدون تو رؤیا نمی شود
دیشب برای قاب خالی عکست گریستم
باز-غم در حریم تنگ دلم جا نمی شود
آکنده است ز عطر تو حال و هوای من
در سر به غیر عشق تو سودا نمی شود
شبها بدون تو در این سکوت ژرف
فکرت ز ذهن خسته ی من وا نمی شود
زخمی شده است قلب من از تیر عشق تو
جز دست تو با غیر مداوا نمی شود
بازم دوباره یاد تو را ارج می نهم
بی یاد تو در وادی دنیا نمی شود
گفتی که شب بدون تو با ماه سر کنم
با آه و اشک و غصه ی شبها نمی شود
در خلوتی کنار شب و شمع و خاطره
امشب که بی حضور تو فردا نمی شود
خواهم به روی بال شقایق سفر کنم
( لیلای) من بدون تو تنها نمی شود
دیریست زول زده ام رو به آیینه
در آیینه تصویر تو پیدا نمی شود
نروژ شهر شمالی بودو ترونلندت
۳/۰۲/۲۰۱۲







سلام دوست نازنین
در غزل شما اندیشه واحساسی زیبا جریان دارد
بر خلاف تصور شما مشکل قافیه ندارد وخیلی این مشکل ناچیز است.
مشکل عمده واصلی غزل شما وزن آن است که ویرایش زیادی لازم دارد
اگر کمی حوصله داشته باشید می توانید رفع مشکل نمایید.
جسارت بنده را به بخشید که دوستانه بود
برقرار باشید
رای شما به این نظر:
2
0