هوای رفتن
انگار دلم هوای رفتن دارد
از طعنه ی خلق دل شکستن دارد
از دیده ی عشق زندگی پرواز است
این دل به خدا امید ماندن دارد
این بلبل عشق تا سحر می خواند
حتما گله از پرنده بودن دارد
حیوان صفتان به حال من می خندند
حیوان به چه قصد دل سپردن دارد
کی می شود این زمین دهان بگشاید
قصدی به ادا و ناز خوردن دارد
از هنجره ام سخن برون نی اید
این ساز گران نوای مردن دارد
سنگین شده است تنفسم اما باز
این دل طمع تو را سرودن دارد







سلام دوست گرامی
غزلی زیبا ودل نشین است لذت بردم
شاعر بمانید
رای شما به این نظر:
1
0