خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
وماه را از بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود
گل شکفته!خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو ان دو خطیم موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریب کار دغل پیشه بهانه اش نشیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود
حسین منزوی
حسین منزوی در اول مهر ۱۳۲۵ در زنجان در خانوادهای فرهنگی متولد شد.او از سنین جوانی سرودن شعر را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۶ به عنوان شاعری مطرح و تاثیر گذار در جامعه مطرح شد و غزلهای او مورد توجه غزل سرایان قرار گرفت.
او در سال ۱۳۴۶ وارد دانشگاه شد و در دانشکده ادبیات تهران ثبت نام کرد. اما دیری نمی گذرد که در می یابد،این رشته نمی تواند انتظارات اش را بر آورده کند،به همین دلیل در سال ۱۳۵۰ درس را نیمه کاره رها می کند. او در همان سال مجموعه شعر “حنجره زخمی تغزل”را منتشر می کند.این کتاب در بخش ” شعر جهان” جایزه “فروغ فرخزاد”را که در آن دوران جزء معتبرترین جوایز ادبی ایران به شمار می رفت،را دریافت می کند.
پس از انتشار این کتاب،”منزوی” تصمیم به ادامه تحصیل در رشته علوم اجتماعی می گیرد. اما این این رشته را نیز نیمه کاره رها می کند و در صدا و سیما مشغول به کار می شود و در این دوران برنامه “یک شعر یک شاعر” را تهیه وکارگردانی می کند.
در همین سالها “منزوی” بسیاری از ترانه ها و تصنیف هایش را می سازد که آنها نیز مورد توجه قرار میگیرد و تعدادی از این ترانه ها توسط خوانندگان مطرح آن روز خوانده می شود.
منزوی پس از انقلاب به زنجان (محل تولدش) باز می گردد و تا پایان عمر در آنجا اقامت می کند.دردوران اقامت اش ،در زنجان بیکار نمی نشیند و به ساختن ترانه و تصنیف می پردازد.او تا پایان عمر همچنان به کار خود ادامه داد. این شاعر هرگز کار دولتی نداشت و تنها با انتشار شعرهایش گذران عمر کرد.
” منزوی” پیشنهادهایی به غزل امروز داد. او همانند “نیما” که تحولی شگرف در شعر به وجود آورد، تحولی در غزل معاصر به وجود آورد.
او در دوره ای غزل سرود که همه منتقدان فکر می کردند عمر شعر کلاسیک و غزل به پایان رسیده است.اما “منزوی” ثابت کرد که غزل از پتانسیل بالایی برخوردار است و نمی توان آن را نادیده گرفت.
“منزوی” در شعر سپید نیز دستی داشت، شعرهای سپید او گاهی حتی با شعر بزرگترین شاعران سپید سرا پهلو می زند. “منزوی” موسیقی را خوب می شناخت. صدا و خط خوبی نیز داشت.
سرانجام حسین”منزوی” که مدتها ازبیماری قلبی رنج می برد، در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۳ در کمال ناباوری زندگی را با همه عشقی که به آن داشت وداع گفت.








سلام دوست نازنین
غزل زیبایی انتخاب کرده اید
لذت بردم. درود بر شما
رای شما به این نظر:
1
0
mamnon lezat bordam
kar khobiye:)
رای شما به این نظر:
0
0
کار خوبیه اقای کوهستانی
و موفق باشید
رای شما به این نظر:
1
0