(( فاجعه عشق ))
آمدی “شیرین ”
بر خاطر گمگشته یادم
و
در کوچه تنهایی دل
قدم گذاشتی
چه سنگین شد خواب چشمانم ،.
پاییز رنگ بهار گرفت .
ذهنم خسته
از ترنم باران ؛
باران حس ترک خورده وجودم
را خیس کرد ،
کفشهایم سوراخ بود
و
انگشتانم گله مند از نمناکی .
و راستی
چه ” شیرین ” است …
*****
آمدی ” شیرین ”
و
تک برگ نقاشی
کودکانه ذهنم
در نگاه خاطر آمد ،
نقشی که
گلش بیرنگ بود
و
حس تشنگی ماهی بی لمس .
خورشید تاریک ،
درخت بی برگ
و
کنجشکگ بی پر .
و راستی
چه ” شیرین ” است …
*****
آمدی ” شیرین ”
و
یادم آمد
سئوال استاد و
نگاه بی پاسخ
نیشخند همکلاسی
و
خیس شدن پلکانش ؛
افتادن عاشقانه من
در همان درس
به امید دوباره ی
دیدارش .
و راستی
چه ” شیرین ” است …
*****
آمدی ” شیرین ”
و
در قلمرو مه آلود
کودک درونم
تاختی
او تا افتادن یک برگ بر زمین فرصت داشت
تا
دگمه پخش دل را بر آهنگ
(( ای عشق آمدی … ))
تثبیت نماید ،
گمشده
(( سلطان قلبها ))
رابیابد .
و راستی
چه ” شیرین ” است …
*****
آمدی ” شیرین ”
و
خوب می دانم
چون او
روزی خواهی رفت …
غبار سرد دلتنگی
بر پنجره وجودم خواهد نشست
و من
بغض آلود
در کشمکشهای پوچ
سراغت را از قاصدک
خواهم گرفت …
و راستی
چه ” شیرین ” است …
*****
آمدی ” شیرین ”
و
خوب می دانم
روزی خواهی رفت .
پروانه ای
خواهم شد و خواهم سوخت
در بالین شمعی که
خاموش است …
و راستی
چه ” شیرین ” است
فاجعه عشق .







بسیار زیبا جناب مرادی حقگو.من از این حرف های شاعرانه و قشنگ بلد نیستم ولی این شعر نو شما به دلم نشست . فقط میتونم اینو بگم طبع شعرتون تو حلقم:)
رای شما به این نظر:
1
0
سلام دوست گرامی سپید زیبا
وحاوی احساسی عالی
رای شما به این نظر:
1
0
سپاس بیکران …
رای شما به این نظر:
1
0
سلام زیبا ودلنشین بود آقای حقگو؛ و اینکه عبارت “چه سنگین شد خواب چشمانم” در عین سادگی خیلی به جا و مناسب استفاده شده بود و خوشم اومد. موفق باشید.
رای شما به این نظر:
0
0
خانم اسماعیلی نظر حضرتعالی سرشار از لطف و محبت بود … ممنون
رای شما به این نظر:
1
0
عشق دانشکده ی تجربه هاست
گرچه چندیست پر از طفل دبستان شده است
عشق زاییده ی بلخ است و مقیم شیراز
چون نشد کارگر آواره ی تهران شده است
ای که از کوچه ی معشوقه ی من میگذری
بر حذر باش که این کو چه خیابان شده است
زیبا بود
رای شما به این نظر:
0
0
فاجعه ی عشق همین یه دنیا حرف داره!
رای شما به این نظر:
0
0
راستی چه شیرین است فاجعه عشق
احساست
زیبا بود
مرا سوزاند
و چه شیرین بود
رای شما به این نظر:
0
0
خانم محمدی
سپاس …..
رای شما به این نظر:
0
0